تبليغاتX
Lasjerd village- وبلاگ روستاي لاسجرد

امروز قصد دارم بازيهاي محلي روستاي لاسجرد رو نام ببرم. از اونجايي كه خيلي هاش در سالهای اخیر ديگه توسط بچه ها بازي نمي شنُ من هم دقيقا نمي دونم چه جوري اند و چه قوانين دارند. البته بايد گفت كه محلي بودن بازيها دليلي بر انحصاري بودن اونها نيست و همونطور كه مي بينيد در كنار نام لاسجردي، اسم عمومي بازيها را در داخل پرانتز نوشته ام:

 

بازي «شتر شترو» (عمو زنجیرباف)، بازي اتک متک (اتل متل)، بازي «گل گلک» با چند شکل دیگر: «گو گوزل پندیر» و «ملا ملا» (قایم موشک)

«خیته شخ و وازی دکارندن» (قاب بازی: يك بازی‌ باستانی و بخت و اقبالی که خاستگاه آن به احتمال زیاد زندگی شبانی و سرگرمیهای چادرنشینان فلات ایران بوده است و در سمنان نيز با نامهاي «چارقاف» يا «قاف» شناخته مي‌شود)

 «مرغنه‌وازی» (تخم مرغ بازی)، «قلعه قلعه» (قلعه گیری)، بازي «خسخس» (جفتک چارکش)، و بازي «خارپشتک» (آفتاب مهتاب چه رنگه؟)،  كه سه بازي آخر در سمنان نيز به همين نام شناخته مي‌شوند.

 

 

.

+ نوشته شده توسط داود در سه شنبه 22 آبان1386 و ساعت |
اتوبوس زیبای لاسجرد که مردم (مخصوصا دانش آموزها) رو از لاسجرد به سمنان (و برعکس) می بره! البته توجه دارید که:

 

این هم تصویری بدون شرح!!!

+ نوشته شده توسط داود در پنجشنبه 17 آبان1386 و ساعت |
عکسی که از کشاورز باصفا و همیشه خندان لاسجرد گرفته ام.

روستاي لاسجرد

+ نوشته شده توسط داود در پنجشنبه 10 آبان1386 و ساعت |
زمستون وشیلک     (zemestono   shillak)

معنی : زمستان و زرد آلو ؟

کنایه به کسی میگویند که خواسته نابجا داشته باشد

---- ---- ---- ----

اوشتون حرف ور دارو بجن         (oshton harf vordaro  bajan)

معنی : حرف خود را بسنج وبزن

کنایه از هشدار برای درست حرف زدن

---- ---- ---- ----

مووژ مو کشون کنده   موسر اشکننده

معنی : کشمش در جیبم میریزد بعد سر مرا میشکند

کنایه از دو رو بودن ( از پشت خنجر زدن ) شخص دارد

+ نوشته شده توسط داود در یکشنبه 6 آبان1386 و ساعت |
القاب خویشاوندی به گویش لاسجردی

(په=پدر  )            (  ما=مادر   )

(برا=برادر )        ( خو اک=خواهر)

(پور =پسر (موپور =پسر من )           (وشکا=پسر)         (دت =دختر)

(ذما =داماد )             ( آروس   = عروس )

(مسین بابا= پدر بزرگ )       ( مسین ننه =مادر بزرگ)

(ژک = زن (همسر )                  ( شو = شوهر)

(آمی = عمو )                       (عمه = عمه)            (خالی = دائی )             ( آله =خاله)

(شوپه =پدر شوهر)      ( شوما =مادر شوهر)      (ژک ما =مادرزن )          (ژک په =پدر زن )

 

+ نوشته شده توسط داود در شنبه 5 آبان1386 و ساعت |
این هم عکسی از تنها کفاش روستا که فکر کنم از قدیمی ترین کفاش های کشور هم باشه!

كفاش لاسجرد

+ نوشته شده توسط داود در سه شنبه 1 آبان1386 و ساعت |
اين چشمه در شش کيلومتري شمالغربی روستاي لاسجرد (غرب سمنان) واقع شده است. تلخاب شامل دو چشمه است که محدوده‌ای استخري شکل را به وجود آورده که طول آن بيست متر و عرض آن دوازده متر است.

آب اين چشمه تلخ و سرد است و مردم در فصل تابستان برای درمان سردرد – چشم درد – يرقان – کهير و رفع گرمی بدن و همچنين تفريح و آبتني به آنجا می‌روند. در زبان لاسگردي به اين چشمه "آب تلخ" گفته مي شود. پيشنهاد مي كنم شما هم يك سري به اين منطقه باصفا بزنيد و از آبتني در يك محل طبيعي (همراه با بوي گوگرد!) لذت ببريد.

عكسهايي كه از آب تلخ در شهريور امسال گرفتم:

تلخاب

يه عكس ديگه وقتي كه بقيه هم رسيدن تا تني به آب معدني بزنن:

كوچيك و بزرگ در حال آبتني

براي ديدن سايز بزرگتر كليك كنيد: عكس 1 - عكس 2

در ویکی مپیا هم ببینید: اينجا

+ نوشته شده توسط داود در چهارشنبه 25 مهر1386 و ساعت |
خلاصه بگم که هدف از راه اندازی این وبلاگ معرفی تصویری روستای لاسجرد (زادگاه من) به همه علاقمندان و دوستداران کشور عزیزمون است. امیدوارم این وبلاگ همیشه برقرار باشه و شما هم بتونید مطالب و عکس های مورد علاقه تون را در اون پیدا کنید.

با سپاس

داود

((تقدیم به تموم لاسگریون))

+ نوشته شده توسط داود در چهارشنبه 25 مهر1386 و ساعت |